گنج

شمارهٔ ١۶۵

مرا بلبل طبع شیرین نفسکز آواز او عقل مدهوش گشت
زبانی که وقت نوا میگشادفرو بست و یکسر از آن گوش گشت
که اندر خزان مشیب اوفتادبهار شبابش فراموش گشت
نبیند گل خرمی ز آنسببزبانرا فرو بست و خاموش گشت