گنج

شمارهٔ ١۶۴

مردمان با یکدیگر دائم نزاعی میکننداز برای آنک دارند از دگر کس عاریت
من ندارم با کسی در سر نزاع از بهر آنکبی گمان داند که باید داد وا پس عاریت
گر پلاسی باشدم بیزحمت و تشویش خلقعارم آید ز آنکه پوشم در بر اطلس عاریت