غزل شمارهٔ ۶۸
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: رنرود۷ بیت
مرا هوای تو هرگز زسر به در نرودخیال چشم سیاه تو از نظر نرود
سرم به پای مزن گر بر آستانهٔ تستکه گر سرم برود عشق تو ز سرنرود
به باغ اگر دگران میل و جانبی دارندمرا زکوی تو دل جانب دگر نرود
سزد که با خط مشکین و قدوخدّ ولبتحدیث سنبل و سروگل و شکر نرود
مرا زدرد تو تا از جگر نشان باشدنشان داغ تو از گوه ی جگر نرود
شرار سینه نماند اثر زهستی منگر آب دیده ز دنباله بر اثر نرود
ز نالهٔ سحری لب مبند ابن حسامکه کار بی مدد نالهٔ سحر نرود