غزل شمارهٔ ۶
وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)قافیه: یمرا۷ بیت
ای به سر کوی تو مسکن و مأوی مراخاک درت خوشتر از جنت اعلی مرا
روی توام در نظر فکر توام در ضمیربهتر از این چون بود صورت و معنی مرا
گوشهنشینان کنند دعوی هر قبلهایقبلهٔ ابروی توست کعبه دعوی مرا
دانهٔ خال تو شد راهزن زهد منعشق تو بر باد داد خرمن تقوی مرا
من که شدم کشتهٔ آن بت عیسی سرشتبو که حیاتی دهد از دم عیسی مرا
خاطر مسکین به هجر چون ره تسکین بردگر ندهد مژدهای وصل تسلی مرا
گر شود ابن حسام در غم عشقش تمامبس بود این دولت از دنیی و عقبی مرا