گنج

غزل شمارهٔ ۵۸

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: یبنشیند۷ بیت
با خال تو گر مشک به دعوی بنشیندحقّا که نه بر صورت معنی بنشیند
ابروی تو نگذاشت که اندر خم محرابیک گوشه نشین از سر تقوی بنشیند
آنرا که به نقد از سرکوی تو بهشت استجیفست که بر نسیه ی عقبی بنشیند
خاک قدمت روشنی چشم ضریرستبگذار که در دیده ی اعمی بنشیند
شاید که بود روشنی دیده ی مجنونزان گرد که بر دامن لیلی بنشیند
آن کز سر کوی تو کند میل به فردوساولی نکند گرچه به اولی بنشیند
خون جگر ابن حسام است که هر دمبر رهگذر دیده چو سیلی بنشیند