گنج

غزل شمارهٔ ۳۴

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: اردیدهماست۶ بیت
قد چو سرو تو بر جویبار دیده ماستغبار راه تو بر رهگذار دیده ماست
به آرزوی لبت خون گرفت خانه چشمخیال لعل تو گلشن نگار دیده ماست
چو نرگسی که دمد بر کنار چشمه آبسواد چشم تو در چشمه سار دیده ماست
بلا کشید دل ودیده اختیار تو کردبلای دل همه از اختیار دیده ماست
به سرو و لاله چه خوانی مرا ز باغ رختقد تو سرو و رخت لاله زار دیده ماست
بکشت چشم تو ابن حسام را گفتمبه غمزه گفت که این کار کار دیده ماست