گنج

غزل شمارهٔ ۱۵۸

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیه: یتاو۷ بیت
چون بلا نیست بی مشیَّت اودل نهادیم بر بلیَّت او
جلوه حسن یار بین و مبینحال کیفیت و کمیَّت او
مفلسانیم و با هزار امیددست در دامن عطیَّت او
غیر با دوست در نمی گنجدبر حذر زآتش حمیَّت او
صوفی انکار دُرد نوش مکنتو چه دانی صفای نیَّت او
های و هویی که از هوا داریمآن هوی نیست بی هویَّت او
با قدشت راست گشت ابن حسامآفرین باد بر سویَّت او