غزل شمارهٔ ۱۵۳
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ایاو۷ بیت
آن سرو ناز کو که ببوسیم پای اوروشن کنیم دیده به خاک سرای او
او سر ز ناز خویش نیارد به ما فرودما چون بنفشه سر بنهاده به پای او
او را به جای ما به غلط گر کسی بودما را کسی نبود و نباشد به جای او
او گر جفا و جور کند بر دلم چه باکما دل نهاده ایم به جور و جفای او
او گر رضای خاطر ما را نگه نداشتما بنده ایم خاطر ما و رضای او
او گر گدای درگه خود را ز در براندآیا کجا رود ز در او گدای او
او گلبنی است تازه ز گلشن سرای جان ابن حسام بلبل دستان سرای او