گنج

شمارهٔ ۵۸

قافیه: یشبده۵ بیت
مکن ای دوست دوای من دلریش بدهپرده زین بیش مدر بوسه ازین بیش بده
به دل و جان بخرم بوسه ولی ترسم از آنکه تو گویی که بیا جان و دل از پیش بده
نعمت حسن ترا چشم بد اندر طلب استهان و هان قسمت درویش به درویش بده
چونکه دانم ندهی بوسه مرا از پی آنکمردمی کن ز پی رغم بداندیش بده
چون مجیر از گره زلف تو دیوانه شده استاز سر زلف گشایی کن و بندیش بده