گنج

شمارهٔ ۱۹

وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)قافیه: ویت۵ بیت
ای شب خجل ز مویت گل تنگ دل ز رویتکوثر عرق گرفته از شرم خاک کویت
ماییم و خشک جانی بر کف نهاده پیشتیا رحمت است رایت یا کشتن آرزویت
عالم ز عشوه پر کن دلها به غمزه بشکنکس را نماند رویی کارد سخن به رویت
آشوب شهر جویی بربند راه وصلتخون ریز خلق خواهی بگشای بند مویت
اینک مجیر و شهری در پی به خصمی توبا تو چه جای بیم است با خصم کینه جویت؟