گنج

شمارهٔ ۶۲

قافیه: ان۱۱ بیت
دست مخالف ببست تیغ جهان پهلوانکار موافق گشاد دست قزل ارسلان
باز بدین زنده گشت ملکت کاوس کیباز بدان تازه گشت سنت نوشیروان
پست شد از جاه این، مرتبت اردشیرقطع شد از جاه آن، منزلت اردوان
بزم جز این را نگفت حاتم دریا نوالرزم جز آن را نخواند رستم گردون کمان
جود در ایام این، دید کف کام بخشملک به دوران آن، یافت کف کامران
هیبت این جلوه داد، هیبت آن عرضه کردحادثه بسته لب، دهر گشاده زبان
چرخ نیارد چنین، خسرو نادر قریندهر نیارد چنان، صفدر صاحبقران
تیغ گهر دار این، خصم سپارد به آبدست گهربار آن دوست رساند به نان
باره این را فلک، باز ببندد رکابحمله آنرا قضا، باز نپیچد عنان
لشکر این بگذرد، کوه بجنبد ز جایمرکب آن در رسد، چرخ ببندد میان
جز ملک تاج بخش، اعظم اتابک کر است؟مه چو قزل ارسلان شه چو جهان پهلوان