گنج

شمارهٔ ۱۶

قافیه: انبرداشت۸ بیت
تن به مهر تو دل ز جان برداشتجان امید از همه جهان برداشت
پاسبان صبر بود بر در دلدزد غم ساز پاسبان برداشت
عافیت وقتی ار چه قاعده بودترکتاز غم تو آن برداشت
عشقت اول قدم که دست کشیدمهر بشکست و نقد جان برداشت
زلف بستی فلک سپر بفگندلب گشادی شکر فغان برداشت
خاک راه توام از آنکه مراعشقت از خاک رایگان برداشت
گفته ای سایه از تو بردارمسایه از خاک چون توان برداشت
تو فگندی مرا ز چشم ولیککرم شاه کامران برداشت