گنج

کار ما بالا گرفت‌!

شاه نو بر تختگه ماوا گرفتبار دیگر حق به مرکز جا گرفت
بار دیگر کار ما بالا گرفتآتش اندر خصم بی‌پروا گرفت
مجلس سرگشته از نو پا گرفت
کام مفسد مظهر خمیازه شدشهر ظلم و جور بی‌دروازه شد
نام آزادی بلندآوازه شدحمد یزدان‌، جان ملت تازه شد
شکر ایزد، کار ما بالا گرفت
آنکه کرد از نیکوئی کار وطنآفرین‌ها بر سپهدار وطن
آنکه گشت از جان و دل یار وطننیز صد تحسین به سردار وطن
زین دو تن کار وطن مبنا گرفت
کار ما ترویج آئین است و بسزین کشاکش قصد ما این است و بس
کام ما زین شهد، شیرین است وبسملجوئ ما حجت دین است و بس
بود لطف او که دست ما گرفت
روز شادی و سرور است ای بهارچشم استبداد کور است ای بهار
عیش و شادی از تو دور است ای بهارهم به تشویقت قصور است ای بهار
زانکه گردون کینهٔ دانا گرفت