فتح تهران
مژده که آمد برون خاطر ما ز انتظارمژدهٔ فتحالفتوح داد به ما کردگار
حق در رحمت گشود بر دل امیدوارفتح به ما شد قرین، بخت به ما گشت یار
ناصر ملت نمود فتحی بس نامدارهذا فتحٌ قریب، هذا نصرٌ مبین
باز به ما یار گشت نصرت دادار ماعاقبتی نیک داد کوشش بسیار ما
زار شد آن کس که بود در پی آزار ماعرصهٔ گیهان گرفت فر سپهدار ما
دین را پاینده کرد همت سردار ماغیرت آن است آن، همت این است این
همت ستار اگر عرصهٔ دنیا گرفتفر سپهدار نیز اوج ثریا گرفت
کار مساواتیان یکسره بالا گرفتمجلسِ رفتهبهباد بارِ دگر پا گرفت
نابغهٔ روزگار دامن اعدا گرفتفهذه النائبات حق للمشرکین
ایزد قوت فزود ملت آزاد راوانگه تأیید کرد سپهبد راد را
تا کند از بیخ و بن ریشهٔ بیداد راگاه فزونی رسید معدلت و داد را
قافیه از دست رفت جیش ستبداد راایمان شد سربلند، فبشرالمؤمنین
خائن دینخوار شد، زان یرش مردوارعرصهٔ دربار را محنت و غم شد دچار
قهر خدائی کشید یکسره زایشان دمارملت آزاد کرد جنبش خویش آشکار
حامی ملت رسید با سپه بختیارحشتمش اندر یسار، شوکتش اندر یمین
کوشش بدخواه ما یکسره شد بیاثرخلع شد و طرد شد دشمن بیدادگر
به تخت شاهی نشست پادشه نامورسلطان احمد که هست زینت تاج و کمر
باشد تا این پسر نه بر طریق پدرزینت بخشد به ملک، آئین بخشد به دین
تا که جهانست کار، به کام احرار بادشاه جوانبخت را فضل خدا یار باد
دانش دانشوران پیشرو کار بادمجلس مشروطه را خدا نگهدار باد
تا به ابد کردگار یار سپهدار بادبه حرمت المصطفی و آله الطاهرین