شمارهٔ ۷۸
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: انبستند۷ بیت
ستمکشان تو، از شکوه لب چنان بستند؛که از شکایت اغیار هم زبان بستند
گمان بصبر رقیبان مبر، اگر بینیزبان ز شکوه دو روزی به امتحان بستند
بترس ز آه شهیدان، نه ساکنان سپهرگشاده دست تو درهای آسمان بستند
ز من مرنج، دو روزی بباغ اگر نایمپرم بکنج قفس ای هم آشیان بستند
ز باغ عشق، نبردم بری ز پرورشت؛نبسته دسته گلی، دست باغبان بستند
چه شکوه سرکنم از دلبران؟ همان گیرمبوعده های دروغم دگر زبان بستند!
به مصر رفت ز کنعان هزار کس آذرکه گاه آمدنش، راه کاروان بستند