شمارهٔ ۵۵
وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)قافیه: الندارد۷ بیت
پیش عذار تو، مه جمال نداردپیش قدت، سرو اعتدال ندارد
هست دو تابنده رخ، چو مهر و چو ماهتمهر پی خط و مه جمال ندارد
شرم ز قتلم مکن، که کشتن عاشقهست گناهی، که انفعال ندارد
در شکن دام او، ز بیم رهاییرشک بمرغی برم، که بال ندارد
درد چه گویی، بآنکه درد ندارد؟!حال چه جویی، از آنکه حال ندارد؟!
آه که تا تشنه کام عشق نمیردراه بسرچشمه ی وصال ندارد
غیر تو آذر که در خیال وصالیهیچ کس اندیشه ی محال ندارد!