گنج

شمارهٔ ۴۱

هم خنده خوش است و هم خرامت!خود گوی که نالم از کدامت؟!
از دام مکن مرا هم آزادار مرغ دگر فتد بدامت
یاد آر ز ناامیدی منچون غیر دهد ز من پیامت
گیرم کام خود از تو روزیکآرم پی نعش خود دو گامت
خرم نفسی که افتد آذردر سایه ی سرو خوشخرامت