گنج

شمارهٔ ۱۰۹

چون صبر ز جور تو ستمگر نکند کس؟!جز صبر ز جورت چه کند گر نکند کس؟!
گر خضر ببخشد قدح آب بقا رابا خاک در دوست، برابر نکند کس
در دل نبود آرزوی خلوت خاصماین بس که تو را منع از آن در نکند کس
افتادگی آموز، که در کوی خراباتنظارهٔ درویش و توانگر نکند کس
تو مستی و از تندی خوی تو در آن بزمیاد از غم محرومی آذر نکند کس