شمارهٔ ۲۱ - غزل
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)قافیه: انچکنم۷ بیت
جان ز من خواسته جانان چه کنم؟!چه کنم گر ندهم جان چه کنم؟!
منع دل میکنم از عشق، ولیچون دلم نیست به فرمان چه کنم؟!
پیرم و، عشق جوانی دستمبرندارد ز گریبان، چه کنم؟!
باورم نامد از او عهد، ولیخورد سوگند به قرآن چه کنم؟!
جان برآمد ز تن و برناید؛دل از آن چاه زنخدان چه کنم؟!
وعدهٔ قتل به من داده، اگرشود از وعده پشیمان چه کنم؟!
طشت رسواییام از بام افتادعاشقم آذر پنهان چه کنم؟!