بخش ۹ - رجوع به قصه
آن حکیم پر خرد در آینهجمله یکتا دید او معاینه
آن حکیم پر هنر را روح داننفس شومت احول آمد در میان
روح اندر عالم وحدت بودنفس شومت عالم کثرت بود
دل بدان آیینه از روی کمالاندر او می بین جمال ذوالجلال
اندر این ره گر تو صاحب دل شویبیگمان و بییقین واصل شوی
روح و نفس و عقل و دل هر دو یکیستمرد معنی را در اینجا کی شکیست
چونکه ره بین شد تو آنرا روح دانتا که کژبین است نفس شوم دان
عقل صورت میگذار این دم بتابعشق صورتها کند مات و خراب
عقل اندازد ترا اندر فراقعشق بدهد غیر حق را سه طلاق