گنج

بخش ۱۰ - مطلب در بیان عقل و عشق

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)۲۲ بیت
عقل اندر کارسازی جهانعشق اندر بی‌نیازی جهان
عقل دائم طالب صورت بودعشق آتش در همه صورت زند
عقل اندر نیستی هست آمدهعشق اندر نیستی مست آمده
عقل نقاشی کند اندر جهانعشق شهبازی کند در لامکان
عقل هر دم خانه آبادان کندعشق هر دم خانه‌ها ویران کند
عقل را تقلید باشد دائماًعشق گشته عارفان را رهنما
عقل اینجا پرده جوی شه شدهعشق دایم رازگوی شه شده
عقل دنیا را کند دایم سجودعشق خورده غوطه اندر بحر جود
عقل اندر کار خود درمانده استعشق صد اسرار حق برخوانده است
عقل در تقلید و تسبیح آمده استعشق در توحید و تفرید آمده است
عقل اندر ناتمامی بازماندعشق اندر کاردانی پیش راند
عقل اندر سرفرازی آمده استعشق اندر بی‌نیازی آمده است
عقل اندر جستجوی قیل وقالعشق شادی می‌کند از شوق حال
عقل اندر فصل صلح این جهانعشق اندرذات پاک آن جهان
عقل گشته هر زمان نوعی دگرعشق خود جز حق نداند پا و سر
عقل هر دم در دو رنگی آمده استعشق محو دوست یک رنگ آمده است
عقل در تقلید خود کامل شده استعشق از تشریف حق واصل شده است
عقل بنموده بصورت خویشتنعشق رفته پیش حق از جان و تن
جوهر عشق است بحر لامکانجوهر عشق است قائم در جهان
جوهر عشق است پیدا ونهانحادث عشق است این هر دوجهان
جوهر عشق است دریای عظیمجوهر عشق است رحمان و رحیم
جوهر عشق است ذات پاک حقاین کسی داند که دید آیات حق