بخش ۶۸ - از سر گرفتن قصّه
الا ای ترجمان نفس گویاتویی کز تو نشد پوشیده مبدا
گهی املا کنی اسرار جان راگهی انها کنی راز نهان را
تو هم دربان جانی هم در دلهم از روی حقیقت همسر دل
لباس لطف در معنی تو پوشینه یک تن با همه گیتی تو کوشی
گهی غوّاص باشی گه گهربارگهی زهر آوری گاهی شکربار
بجز آثار تو اندر زمانهنماند هیچ چیزی جاودانه
بقا هم از تو یابد آدمیزادهزاران آفرین بر جان تو باد
کنون برخوان ز خسرو داستانیبکن انجام کارش را بیانی