گنج

بخش ۳۹ - در صفت چنگ

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)۱۵ بیت
یکی پیری که او در پشت خم داشترگ و پی جمله بیرون شکم داشت
بسان دختری در پیش مادرشده چون مصلحان در زیر چادر
چو مادر دست در خنیاگری بردازان دختر بناخن دختری برد
بسر ناخن ز زیر نیم چادرده و دو پرده ظاهرکرد بر در
بلی کو خم گرفته چون گمان بودبران پل بحر شعرتر روان بود
ولی بر بحر هرگز پل نبودستمگر گویی پلی زان سوی رودست
که از هرجا که برگویی سرودیبپل با تو برد بیرون برودی
چو آواز از رگ آزرده بنمودز یک پرده ده و دو پرده بنمود
ز پرده روی بیرون کرده بودیولی آواز او در پرده بودی
نجنبیدی برو یک رگ ز سستیچو زخمش آمدی دیدی درستی
مر او را نام گنج باشگونهکه موی سر نبودش هیچگونه
چو موی سر نبودش هیچ بر جایچگونه میکشید او موی در پای
کسی کان پیر را در بر گرفتیخوشی آن پیر زاری درگرفتی
بزاری پیر را دل زنده میداشترگی با جان هر شنونده میداشت
اگرچه پشت خم داشت و کهن بودولیکن سخت پیری خوش سخن بود