گنج

شمارهٔ ۹۳

قافیه: الت۷ بیت
ای جمله جهان شیفته حسن و جمالتجان و دل عشاق اسیر خط و خالت
از بهر تراش دل و دین تاختن آرددر مملکت جان همه دم خیل خیالت
ما را ز خمار غم هجران خبری نیستچون مست مدامم ز می جام وصالت
بگرفت جمال تو بدعوی همه آفاقدر حسن و ملاحت بجهان نیست مثالت
در کشتن عشاق نمایی ید بیضاخون همه گویی که بفتوی است حلالت
دادند بهر کس ز ازل قسمت و بخشیزان روز دلم را غم عشق است حوالت
چون شاهد حسن تو ز رخ پرده برانداختشد محو فنا جان اسیری ز جمالت