گنج

شمارهٔ ۷۱

قافیه: انکههست۹ بیت
بنمود حسن دوست ز ما آنچنانکه هستآمد عیان بصورت ما هر نهان که هست
آئینه ساخت عالم و خود رابخود نمودعکس جمال اوست نهان وعیان که هست
کونام و کو نشان زغیر وکجا هست غیریارست ظاهر از همه نام ونشان که هست
از جلوه های حسن تو بنمود نقش غیرزین بود فتنه دو جهان در میان که هست
او بود جمله عالم و عالم بر آن که نیستعالم نبود و خلق جهان راگمان که هست
چون حسن تو بنقش جهان کرد جلوهظاهر نمود این همه کون ومکان که هست
دیدم بچشم جان ز سر ذوق واز شهودپیدا جمال روی تواز هر جهان که هست
هرجا که بود، خانه عشق تو دیده امبتخانه و مساجد و دیر مغان که هست
زاهد مگو که غیر اسیری است یار مامارا بیار خویش گذار آنچنان که هست