شمارهٔ ۴۵۴
ما چون بعشق روی تو کردیم دل گروای آرزوی جان و دل از ما جدامشو
بی درد عشق قیمت دل کی شود پدیددل را که عشق نیست نیرزد به نیم جو
مطرب حدیث عشق سراید ببانگ سازز آواز نی روایت سر خدا شنو
بی روی تو دمی دل ما را قرار نیستای دلنواز از براین بیدلان مرو
تشبیه آفتاب برویت نمود راستکج بود نسبت خم ابرو بماه نو
با یاد دوست مونس و همراه عشق باشاندر پی هوا و هوس بیش ازین مدو
مست است ورند جان اسیری و پاکبازبا هر که نرد عشق ببازد برد گرو