شمارهٔ ۴۱۵
آن یار رو ز ما بچه رو می کند نهانچون روی خوبش از همه رو دیده ام عیان
جان مگو نهان بجهان شد جمال اوزیرا که روی دوست عیانست از جهان
وحدت بنقش و صورت کثرت ظهور یافتیک ذات بیش نیست چه پیدا و چه نهان
پیدا بنقش جمله عالم نمود یاراز غیر او نه نام توان یافت نه نشان
نقش دویی نمود ولی جز یکی نبوداین اختلاف صورت و معنی جسم و جان
حسنش بشکل هر دو جهان چون که جلوه کردعالم نمود ورنه چه کون و کجا مکان
جایی رسید جان اسیری براه عشقکانجا نه نام کشف و عیان بود و نه نشان