گنج

شمارهٔ ۲۷۶

قافیه: از۷ بیت
عاشق دیوانه دل کز غم همه سوزست و سازنقد جان در بوته عشق تو دارد در گداز
جر نیاز و سوز نبود رهبر سالک بدوستنیست بی رهبر کسی را ره بوصل بی نیاز
در قمار عشق جانان هم به داو اولیندین و دنیا جان و دل در باخت رند پاکباز
نیست بی دلبر دلم را هیچ آرام و قرارجان مشتاق لقا را صبر کو بی دلنواز
دیده از ما وام کن زاهد ببین رخسار دوستدیده محمود باید بهر دیدار ایاز
مؤمنان در مسجد و کفار در بتخانه هارو به محراب دو ابروی تو دارند در نماز
طایر جان اسیری در پی عنقای وصلدر هوای لامکان طیران کند چون شاهباز