شمارهٔ ۲۷۵
وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیه: از۷ بیت
من عاشق و رندم و نظربازبا شاهد و می حریف و دمساز
در بزمگه وصال با دوستبودم همه دم ندیدم وهمراز
ساز ره وصل، جان سپاریستاین ره مرو ار نداری این ساز
صد بحر بیک نفس کشیدیمهستیم هنوز ما و من باز
دادیم قرار و صبر از دستمطرب چو بساز شد هم آواز
مائیم و نیاز و عجز و زاریدلبر همه کبر و عشوه و ناز
تا محرم یار شد اسیریفاش است بکاینات این راز