شمارهٔ ۲۶۶
هان ای صبا ز لطف به شیراز کن گذرزین جان بینوا بر جانان پیام بر
کان مبتلای محنت غربت ز اشتیاقدارد دلی پرآتش و پیوسته دیده تر
گوید دعا به صدق دل و از سر نیازدارد امید فاتحه هر شام و هر سحر
ای سالکان راه به همت مدد دهیدباشد رسیم باز به دیدار یکدگر
هستم امیدوار به لطفش که عاقبتبینم جمال روضهٔ آن سیدالبشر
بار غم فراق عزیزان و رنج راهبر جان کشم به بوی وصالش درین سفر
بگذر اسیریا به ره عشق او ز بیمهر جا روی عنایت حق است راهبر