گنج

شمارهٔ ۲۲۳

قافیه: وختند۵ بیت
عاشقان در آتش عشق تو خود را سوختندتا کماهی سر عشق و عاشقی آموختند
آن زمان کز بهر هر کس خلعتی تعیین شدبرقد من جامه رندی از آن دم دوختند
سوخت یاد غیر و یادت مونس جانم بمانددر دلم تا آتش عشق ترا افروختند
چون ز زیر ابر عزت گشت تابان مهر ذاتدر شعاع پرتوش ذرات عالم سوختند
چون اسیری پاکبازان برسر بازار عشقهر دو عالم را بنقد وصل او بفروختند