گنج

شمارهٔ ۱۸

کونین قطره ایست ز دریای ذات ماافهام قاصرند ز کنه صفات ما
از غیر من چو نام و نشان نیست در جهاناسم و صفات ما شده مجلای ذات ما
بیخو است روبروی من آورد بت پرستهرگه که کرد سجده لات و منات ما
گر مرده بود زنده جاوید شد چو خضرهرکس که خورد جرعه ز آب حیات ما
روشن جهان ز پرتو خورشید روی ماستشد جلوه گاه حسن رخم کاینات ما
دیدیم جمله طالب دیدار ما بدندسکان کعبه معتکف سومنات ما
چون گشت غرقه اسیری ببحر ذاتزان محو بود از همه قیدی نجات ما