گنج

شمارهٔ ۱۷۶

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ستشد۷ بیت
ساقی چه شد که جمله جهان می پرست شداین خود چه باده بود که ذرات مست شد
این روچه روی بود که یک جلوه چونکه کردعالم که نیست بود از آن جلوه هست شد
هشیار کی شود بجهان تا ابد دگرجانی که مست باده جام الست شد
چون حسن تو بدید ز بت عابد صنماز جان و دل ببوی تو او بت پرست شد
عمری بآرزوی تو بودم ولی چه سودجانم چو دید روی تو کلی ز دست شد
پیوند شد بیار و درست است در عیارهرکو براه عشق تو او را شکست شد
در فقر یافت منصب عالی اسیریاهرکو برآستان تو چون خاک پست شد