شمارهٔ ۱۷۵
وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیه: اد۷ بیت
از قید غم جهان شد آزادهر کو دل و جان بعشق او داد
برجان خراب عشق بازانتا چند کند جفا و بیداد
شد نوبت وصل و هجر بگذشتوارستم ازین غم و شدم شاد
کی بهره بود ز عاشقانتزاهد که کند ز عشق واداد
هرگز ز کمند زلف جانانجان و دل ما نگشت آزاد
شد عین شراب آخر کارآن دل که ز جرعه زدی داد
معشوقه پرست شد اسیریاز زهد دگر کجا کند یاد