گنج

شمارهٔ ۱۶۵

قافیه: دستمنستودامنت۷ بیت
ای صنم سمن بران دست منست و دامنتمونس جان بیدلان دست منست و دامنت
ای مه خوش لقای من دلبر جان فزای مندرد من و دوای من دست منست و دامنت
کعبه ماست کوی تو، قبله ماست روی تومیل دلم بسوی تو، دست منست و دامنت
ای بت گلعذار من ای غم و غمگسار منشادی جان زار من دست منست و دامنت
مرهم جان ریش من همدم و یارو خویش منمذهب و دین و کیش من دست منست و دامنت
خوان کرم نهاده، پرده ز رخ گشادهمژده وصل داده، دست منست و دامنت
دل ز اسیری می بری، هیچ غمش نمی خوریتا بکی این ستمگری دست منست و دامنت