شمارهٔ ۱۶۴
عالم چو نقش موج ببحر وجود اوستبود همه جهان بحقیقت نمود اوست
مقصود آفرینش عالم جز او نبودهستی هر دو کون طفیل وجود اوست
وصف جمال ماه رخان در قرون و دهرمطرب بهر زمانه که سراید سرود اوست
تسبیح کاینات جهانرا بگوش هوشبشنو یقین که جمله ثنا و درود اوست
این سلطنت نگر که سلاطین ملک دینهر یک بهر زمانه ز خیل جنود اوست
فیض علوم و رحمت عام جهانیانیک قطره ز قلزم زخار جود اوست
غافل مشو اسیری و بنگر که بیگمانبود و نمود جمله بتحقیق بود اوست