گنج

شمارهٔ ۱۵۱

جمله عالم رو بما دارند و مارا روبدوستوربمعنی روشناسی جمله رو خودروی اوست
نیست جانت را مشامی ورنه آفاق جهاناز نسیم طره عنبر فشانش مشکبوست
پرده رویش بعالم نیست جز وهم و خیالچون نماند این خیالت هر چه بینی جمله اوست
شاهد حسنش ندارد در حقیقت خود حجابروی او پنهان چو بینی در نقاب ما و توست
آن یکی از کعبه دیدش دیگر از دیر و کنشتهر کسی رارخ بجائی می نماید حسن دوست
مست این می هر کسی از جام دیگر گشته اندجام زاهد حور و جام عاشقان روی نکوست
سربسر آفاق عالم گشت غرق این شراببا اسیری گو چه جای قصه جام و سبوست