گنج

شمارهٔ ۱۵۰

قافیه: لههست۷ بیت
از شوق رخت در همه جا غلغله هستاز زلف توبرجان جهان سلسله هست
از جور غم عشق تو در ملک دل و جانبس فتنه و آشوب و عجب زلزله هست
گر شاهد جانها بخرابات نیامددر مجلس مستان ز چه رو غلغله هست
تا مهر جمال تو بتابید بذراتپیوسته در آفاق جهان ولوله هست
مفتی چه نشستی که از این کوچه تقلیدتا منزل تحقیق بسی مرحله هست
بی پیر مرو راه طریقت که درین راهدر هر قدمی واقعه هایله هست
تنها چه روی راه خطرناک اسیریهر دم چو ازین راه روان قافله هست