شمارهٔ ۱۳۶
جانا بیا که صحبت جانانم آرزوستجامی ز باده لب خندانم آرزوست
از زاهدی و زهد ریائی دلم گرفتمی خوارگی و مجلس رندانم آرزوست
در پای گل میان چمن جام می بکفواندر کنار سرو خرامانم آرزوست
درخانه فراق تو دلتنگ گشته ایمگلگشت باغ وصل تو از جانم آرزوست
در ظلمت غمیم اسیری ز شوق یاردیدار نوربخش ز جانانم آرزوست