شمارهٔ ۱۱۱
ای جمالت گشته پیدا از نقاب کایناتحسن رخسار تو پنهان در حجاب کاینات
بهر اظهار صفات بیحد و اندازه شدمختفی خورشید ذاتت در سحاب کاینات
تا بصحراشد پی اظهار خود سلطان عشقکرد برپا خیمه حسن از طناب کاینات
گشت ذرات جهان تابان و روشن همچو ماهتا نهان شد مهر رویت در نقاب کاینات
ذوق و لذت عارفی دارد که میخواند روانجمله آیات حسنت از کتاب کاینات
چون درآید در خروش و جوش دریای قدمکی گذارد کی،برو نقش حباب کاینات
جمله ذرات جهان همچو(ن) اسیری سایه اندهست روی نور بخشش آفتاب کاینات