گنج

شمارهٔ ۱۱۰

قافیه: انست۷ بیت
درد تو دوای دل و هم مرهم جانستدشنام تو بهتر ز دعای دگرانست
لطف است و وفا جور و جفایت بحقیقتجنگ تو بعاشق همه از صلح نشانست
دیدم که رضایت همه در ناله و زاری استاین ناله و افغان دلم از پی آنست
یک شمه ز حسن تو هرآنکس که به بینددیوانه شد و در پی او خلق دوانست
در جلوه گری حسن رخت دیدم و گفتماین حسن نه حسن است که در حدبیانست
پیدا و نهان آینه روی تو دیدیمگر عالم جانست و گر ملک جهانست
برآتش عشق تو دل و جان اسیریبریان و کبابست چه گویم که چه سانست