گنج

بخش ۶۱ - تمثیل

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)۲۵ بیت
پیر بسطامی چو در میدان شتافتدر مقام قرب جانان راه یافت
آمد الهامش که ای خاص الههر چه می‌خواهد دلت از من بخواه
پیر گفتا نیست ما را هیچ خواستعاشقان را چون تو مطلوبی کجاست
نیست بی تو صبر و آرامی مرامن ترا خواهم ترا خواهم ترا
گفت حق تا از وجود بایزیدذره ای ماند نخواهد بو شنید
تا تو هستی هست این خواهش محالاولا دع نفس پس آنگه تعال
اندرین ره درنگنجد ما و تویا تو گنجی در میانه یا که او
زین حجاب ما و من یکدم برآدر مقام وصل او بی من درآ
شد من و مایی حجاب راه ماتا تو پیدایی نهان باشد خدا
در حقیقت شد دویی کفر طریقشو مسلمان تا نباشی زان فریق
کی شود پیدا جمال وحدتشتا بود بر جا اثر از کثرتش
چونکه گردد نور وحدت آشکارظلمت کثرت نماند برقرا ر
نور خورشید جهان چون شد عیاندر زمان گردد همه کوکب نهان
کی توان از قید خود گشتن خلاصجز به عون محرم درگاه خاص
گر نباشد همت پیران راهکی بیابد راهرو قرب اله
گر تو خواهی قرب درگاه خدادامن رهبر مکن یکدم رها
راه پر خوفست و رهزن بیشمارهمرهی با کاروان کن هوش دار
از رفیقان سر مکش ای راهروزیر پاشان همچو خاک راه شو
مغتنم دان سایۀ اهل کرمبر هوای خود منه در ره قدم
هر که او در ظل اهل دل بودعاقبت بی شک ز اهل دل شود
زانکه از اکسیر قرب اولیامی شود مس وجودت کیمیا
پند مشفق را ز جان و دل پذیردر دل اهل دلان رو جا بگیر
پیر باید اول وانگه سلوکبی مربی هان مجو قرب ملوک
نه که هر کس کو ریاضت می‌کشداز شراب وصل او جامی کشد
پیر رهدان گر نباشد رهبرتاز ریاضت نیست جز درد سرت