بخش ۴۰ - در بیان حدیث نبوی که: لو لم تذنبوا لخشیت علیکم اشد من الذنب الا و هو العجب العجب العجب، بیزارم از آن طاعتی که مرا به عجب آورد. خوشا معصیتی که مرا به عذر آورد. «انین المذنبین احب الی اللّه من زجل المسبحین» چه هر چه موجب نیستی و عجز است به حقیقت طاعت مقبول است.
طاعتی که عجب آورد یا غرورمعصیت کو چون کند از یار دور
گفت پیغمبر که لولم تذنبوابر شما بودی مرا خوف دو تو
زانکه باشد در گنه عجز و نیازحق همی بخشد چو کردی توبه باز
لیک در طاعت ت را گر عجب هستهر که معجب گشت از دوزخ نرست
طاعتی ک و عجب و نخوت بار دادبدتر از هر معصیت گفت اوستاد
گفت بیزارم از آن طاعت که اوموجب عجب آمد و کبر دو تو
ای خوشا آن معصیت کو عاقبتآورد ما را به عجز و مسکنت
هر که داد او جای نخوت را به سرطاعتش چون معصیت آمد مضر
هر گناهی کو ندامت آوردطاعتش خوان چون سلامت آورد
چون بنای کار بر فقر و فناستکفر این ره هستی و کبر و ریاست
گفت پیغمبر انی ن المذنبینپیش حق به از حنین الذاکرین
ناله های زار عاشق پیش حقبر فغان ذاکران دارد سبق
هر چه رو بر عجز دارد طاعتستاندرین ره عجب و نخوت آفتست
افتقار و عجز و درویشی خوشستنیکخواهی خیراندیشی خوشست
نیست خالی هیچ شئی از حکمتیگر شوی عارف بیابی لذتی
آیینۀ هستی چه باشد نیستینیستی بگزین گر ابله نیستی