گنج

بخش ۲۱ - در بیان وصف الحال و تحریض در ریاضت و اشارت به موت اختیاری بحکم موتوا قبل ان تموتوا

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)۱۵ بیت
من درین ره چون که گشتم محو عشقیافتم ذوق دگر از صحو عشق
چون فنا گردد من و ما و توییبیگمان گردد یکی نقش دویی
آن عجایبها که در راه فنادیده ام کی شرح آن باشد روا
شمه ای زان در بیان گر آورمپرده های عقلها را بردرم
آتشی در خرمن هستی زنمدل بکلی از دو عالم بر کنم
نیست دستوری که راز شاه رامحرمان گویند نزد هر گدا
عاقبت هم گفته اند از بیش و کمگر رسد دستوری از شاه کرم
رو ریاضت کش که تا بینی عیانآنچه کردم اندرین معنی بیان
زنگها ز آیینۀ دل دور کناز جمال یار جان مسرور کن
گر حیات جاودان خواهی بیاخاک ره شو پیش ارباب صفا
دامن رندان جان افشان بگیراز هوی و از هوس کلی بمیر
گر بمیری از همه نام و نشانزندۀ جاوید گردی در جهان
رمز موتوا از پیمبر می شنوزندگی خواهی پی این مرگ رو
تا نگردی نیست از هستی تمامکی به وصل او رسی ای مرد خام
هر که مرد از جان به جانان زنده شددر حیات سرمدی پاینده شد