گنج

شمارهٔ ۹۷۵

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ندتو۸ بیت
گر بختا و چین برد باد شمیم موی تونافه بناف آهوان خون کند آرزوی تو
تا که بار مغان برد باد بباغ بوی توهر سحر از شرف نهد پای بخاک کوی تو
خامه زرشک بشکند در کف نقشبند چینگر بنمایدش کسی نسخه روی و موی تو
بگذرد ارز کوی تو از پس مرگ بنگرمگیرد زندگی زسر قالب من زبوی تو
بلبل اگر حدیث گل گوید در بهار و بسگشت تمام عمر من صرف بگفتگوی تو
روی ترش مکن که من دانمت آنشکر لبیچاشنی سخن کند چاره تند خوی تو
سوی بهشت و حور او میل نمیکند دیگرهر که چو من ببرد ره حور وشا بسوی تو
هر دم آشفته ام کند طره و زلف دلبریلیک نه آن چنانکه شد شیفته دل زموی تو