گنج

شمارهٔ ۹۷۱

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: اریاهردو۹ بیت
خیز ای صوفی سالوس وز میخانه برودامنت تا نشد آلوده از این خانه برو
زرق و طامات در اینجا نخرد کس برخیزتا که گفتت که زمسجد سوی میخانه برو
سعی در ریختن خون صراحی چکنیبگذر از سر خون خود و رندانه برو
آشنایان طریقت زخودی بیخبرندخودشناسی چو تو در سلسله بیگانه برو
ساکن میکده افسانه جنت نخردبر در صومعه زود از پی افسانه برو
عقل و دانائی و مستی چه بود سنگ و سبوستتا نخوردی قدحی عاقل و فرزانه برو
بستی آشفته تو پیمان نکشی پیمانهعهد و پیمان بشکن بر سر پیمانه برو
ران سبکروح گران سنگ بکش رطل گرانبگذر از این تن و جان بر در جانانه برو
شمع رخسار علی کرده تجلی به نجفپر فشان و ارنی گوی چو پروانه برو