گنج

شمارهٔ ۹۳۸

قافیه: ازمن۹ بیت
نوروز عجم آمده و عید همایوننوروز عرب ساز کن از پرده قانون
شاید بنوائی برسانی دل عشاقگر راست زنی رنگ بآهنگ همایون
گلبانگ عراقی برد از راه حجازماز مویه حصاری شده ام با دل محزون
رخساره ضریری کند افیون و حشیشتای ساقی گلچهره بده باد گلگون
هر چند زنم آتشم آن آب شررخیزدرده که بود جان و دل از آب تو ممنون
زآن آتش جواله سیاه بیاورتا سوزیم و آریم از دایره بیرون
آن باده که سوزنده تر از آتش طور استدلدار کند عرضه در او طلعت میمون
زآن می که سلامت بردت تا کوی سلمیزآن می که کشد لیلی از حی سوی مجنون
آشفته کشد زآن می سرمست بگویدمدح علی عالی آن مظهر بیچون