گنج

شمارهٔ ۹۳۷

قافیه: نمزن۷ بیت
ساقی بجان جم میم اندر پیاله کنبادام و قندم از لب و چشمت حواله کن
در آب بسته آتش سیاله کن روانمرغولهای عنبر بر برگ گل کلاله کن
ای ماه چهارده زدوساله شراب نابتدبیر کار مرده هفتاد ساله کن
صوفی صفت برقص درآی و بچم چو سرواز صوت زیر و بم بنواگاه ناله کن
آشفته نوعروس مدیح علی تو راستباغ بهشت را بدو بیتی قباله کن
گلنار می بکش که گلت بشکفد زگلمحفل زرنگ و بو چمنی پرزلاله کن
یک نکته بیش نیست حکیما حدیث عشقتفسیر خواهیش تو به چندین رساله کن