گنج

شمارهٔ ۹۳۴

قافیه: الهکن۸ بیت
کله بست از مشک تر صبح همایون فال منمهر دارد در گریبان حبذا اقبال من
کوکب مسعود ارم کاخترم در روز تافتعید نوروز است گوئی روز و ماه و سال من
چند درهم بشکنی پیوسته آنزلف بخمآخر ای باد صبا رحمی بکن بر حال من
راست بودم بر صراط مستقیم اسلامیانکفر زلف هندویی شد مایه اضلال من
ناله زیر و بم بربط فرامش میکندبشنود گر ناله مطرب از این چون نال من
گردو روزی ناله کردم یا که رفتم در حرمبگذرای پیر مغان از زشتی اعمال من
حالت آشفته از زلفین خود با شانه پرستا بگوش تو بگوید مو بمو احوال من
نام تو آمد زدم چون از کتاب عشق فالیا علی فرخنده آمد تا به آخر فال من