شمارهٔ ۹۲۲
فخرت ای جم بجز از جام چه خواهد بودنور ندانی که سرانجام چه خواهد بودن
گر در ایام جوانی نکنی عیش مدامپس تو را حاصل ایام چه خواهد بودن
دیدم آن دانه خال تو و دام خم زلفغیر دل صید تو در دام چه خواهد بودن
ای خوشا خلوت انس می و معشوق و سماععیش در انجمن عام چه خواهد بودن
دید میخواره چو عکس رخ ساقی در جامگفت مستانه که فرجام چه خواهد بودن
غم ناکامی ایام مخور باده بیارگر برآید زجهان کام چه خواهد بودن
عاشقان را نبود نام بجز ننگ بگوننگ آشفته بجز نام چه خواهد بودن
نبری نام علی زاهد خود بین بنمازپس بگو آیه اسلام چه خواهد بودن
گر بهنگام غزل مدح نگوئی زامیرسخن و حرف بهنگام چه خواهد بودن